♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـا هیچ مزه ای عوض نمی کنم نمکـ ِ چهره ات را امـا متعجبم از شیـــریـنــــی لَبـانـتـ در این نمکـ زار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در تلاطم اين ايام دنبال واژه ي جديدي مي گردم كه امروزم را برايم معني كند ....خسته ام ديگر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان ببار که زمین غسل میخواهد انگار ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .