♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
....شن های ساحل عشق موج های کوبنده ی دریا ردپاهای سست من در انزوای متروک حقیقت گم شدم چه کنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــردا را در کــــــــــــــــــــــدام" راه " بنویســـــــــــــــــــم تا به تــــــــــــــــــو برســــــــــــــــــــــــــــــ (من ) .....م
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بن بست........{ شعرهایم بی تو}.... امــــــــــــــــــروز ....... بی شاعری هایم را با گریه .....م ی ن وی س م....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تو میــــــــــــــــــــرسم ... در بن بست دفتر شعر هایم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موج ها را بوسیـــــــــــــــــــــده ام! دل به دریا بزن، لعنتی!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوگوار است برکه ، صید مکن ! دل بسوزان به حال ِماهی ِ پیر.. آی...ماهیگیر !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش کن ! این صدای رعد نیست ، خنده ی بلند ابرهایی ست که من قلقلکشان داده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا برهنه می دوی در میان واژه های ذهن من ...شعر می شوی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمي دانم فردا چگونه به تماشاي آفتاب برخيزم وقتي كه شرم از سر و رويم بالا مي رود! كاش مي توانستم انسان امروزي را همنوعم را! درك كنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق را گدایی می کنم از آلبوم عکس وقتی که نیستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کدام گوشه شهر را بر هم بریزم ....تا بفهمی کارد به استخوان هایم رسیده است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس از دست دادن مرا با خورشید ِ اواخر ِ اسفند در میان بگذار او می فهمد چه دردی دارد دوست داشتن آدم برفی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی روزها دنیا را از هر سو که نگاه کنی چیزی جز پرنده نمی بینی پرنده هایی که بال هایشان را جایی میان نبودن کسی گم کرده اند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .