♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سایه ها؛ از غربتِ خورشید هار شده اند و بید شان سرو می خواند!..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دنیا اعتمادی نیست............"حالم" قالم گذاشته ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم ام را شکستند پیش از آن که "حرمت ام"را به خاک بسپارند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی آزارم می دهند؛ بازارم داغ می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چراغ ام را برای کسی می افروزم که خاکسترم را، لگد نکند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی، یاری ست با وفا ، در شب های "تن ها" ! تن هایی که، مرده ام را تنها، نمی گذارند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تردید ندارم آرزوی خواندن افکار احساسم - را - به گور خواهم برد! و هیچکس تحمل سنگینی ی آفرین های آویخته بر تابوتم - را - نخواهد داشت!..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این علف های رنگ پریده که زار می زنند کنار دیوار کوتاه باغ من؛ زنبورهای وحشی ی هستند که دستِ آفتاب گردان را جویده اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من، داسم را جز برای علف های هرز... تیز، نکرده ام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این "وصله" های زرد که از تنم می ریزند رختِ با شکوه بهارم بودند!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .