♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تکلیف خوابم روشن نیست می آید تاریکی در دلش آتش در چشمها قفل جهنم ،باز می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی ما دوباره کبوترهایمان راپیدا خواهیم کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سكوت كن زندگی.....زمستان....فصل پريدن نيست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در کومه ی خلوت و تنهای ام عطش دل را شوکران هجر نوشاندم همانجا که دفینه ی دل ،بی رحمانه به تاراج رفته بود*
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شرح قصه ي دوست عجيب، شرح پريشاني است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرکشیدم ثانیه های تلخ انتظار را....به طعم خوش کلامی دلچسب که فنجان دیگری از انتظار میطلبید
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .