♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو سنگ من چاه و عشق ديوانه اي كه تو را در دل من انداخت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشهايت را بگير بانو بغضم دارد مي تركد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز به زيبايي ات اسيد مي پاشم عجب جراحيست عشق ! هربار زيباتر مي شوي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به يادم كه مي آيي سيگاري هم با خود بياور من جز دلتنگي چيزي ندارم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعدام شدم حلقه كه شد دستانت دور گردنم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودكشي مي كند ! از پيراهنم مي پرد عطرت تو كه نيستي !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شكسته تر از شيشه ام كه سنگ مي خورد من كه جز غمت چيزي نخوردم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با عشق ات به غارت رفتم ! تو ديگر چرا ؟ مال من بود چشمي كه از پنجره برداشتي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب و بيدار ديگر فرقي نمي كند ديشب خواب بودم كه دستي بيدارم كرد و گفت كمتر ناله كن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قرآآآآآن آیه آیه....دل طاقت دوریت رو نداره ...گريه نمي كنم اشك من شعر است كه از چشم هاي تو مي آيد !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .