♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در باغ هستی ، شاید کار ِ ما گل چیدن است ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هيچكس كه باشي ؛ غصه اي نيست كسي بودن سر آغاز ِ قصه ي غصه هاست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كوتاهي از تو نيست كوتاهي از لحظه هايي ست كه در حضور تو ميل ِ به ماندن ندارند ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا چراغی روشن کرده ام که زیر نورش ، کلمات پروانه وار به ساز ِ دل ِ من می رقصند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایـــــــن روزهــــــــــــا صدای در که می آیــد، آتش می گیرم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این سکوت ژرف ؛ بهتر از هزار حرف ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقـتی کـه نیـستی پـرنـده خیـالـم بـه سـرش مـی زند کـه خـود را حلـق آویـز کـند از دار دلتنگی ات! بـه دادش نمـی رسـی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدانم با دلم چه می کنی که وقتی تو را می خواهد اینگونه مرتکب شعر می شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سهم من از خداوند وامدار توست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم دلم خوشست که لاف شعر می زنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال این روزهای من خوبست. یک جای خواب امن در بلندترین قله های شعر یافته ام کنار خزر...خیره ام به سقف آسمان و هم آغوشی ابرهای دلتنگی را دید می زنم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .