♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ܓ✿مي دانم بايد بنویسم بايد حجم تمام اين ورق هايی كه فقط مال من است, پر كنم !! مي دانم بايد بنويسم شايد او بگذرد بخواند و بداند كه من هستم...ܓ✿
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانی ؟! هرگز به رویت نخواهم آورد......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم ، شاید او تنهاتر از من باشد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــــن از زنــــدگــــی کــســی حــــذف شــــدم کــــه بــرای داشــتنــش و بــــــودنش ، خــــیلی هــــا رو از زنــــدگــــیم حــذف کردم !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیدی؟ دیدی چقدر راحت فراموشم کردی؟؟!!سخــت است ببـــآزی تمــآمـِ احـسآسِ پآکــَت را و هنــــوز نفهمـیده بآشی اصلــــا دوستـــَت دآشــت ؟؟؟!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو دریای من بودی..... ...آغوش بگشا........... که می خواهد!این قوی تنها....... بمیرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل درخت در تاریکی پیر می شویم و ارواح مان را می بینیم که لباس های چوبی شان را عوض می کنند. فقط چوب حرف آخر را می زند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت برای کسی که دهانش بوی مرگ می دهد داروی زندگی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نخواهی آمد و شعر داستان پرنده ای است که پرواز را دوست دارد و بالی ندارد.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .