♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هميشه همين است تو ميروي در غبار راه گم ميشوي بي این كه پيالهي آبي نوشيده باشي من ميمانم در ازدحام عابران لِه ميشوم بي این كه تشنهگيام را كسي ديده باشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی اضافهبودن است در خانهای که تلفن هیچوقت با تو کار ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتی در خیابان نشستم گریه کردم... از غم دردی که دیدم بی تو هستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نگاه تو را شعر می کنم و تو شعر مرا نگاه می کنی بازی عجیبی ست شعر نگاه تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودکار نوشت دریاچه وُ . . . خشک شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس در قله ای که فتح می کند ساکن نمی شود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پدرم گفت: " آسمان در دریای طوفانی هم شنا می کند " یاد گرفتم اما تا به خانه برسم چاله های زمین را شمردم و فکر کردم دریا اگر بمیرد کجا خاکش می کنند؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از شهر خدایان احدی یادم نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمینگیر... دلخون ..... می لرزم درباد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام خیلی خسته میل به نوشتن ندارم......................... شاید وقتی دیگر...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این کارد ضربه های کاری تری هم میزند چه فرق می کند اول در چشم فرو برود یا جگر سفید را بجرّاند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن شب ترجمه ی آب را برای مادرم ، به لفظ ساده ی ترانه خواندم خندید ... صبح کاسه ای آب پشت سرم ریخت . ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نیستی ، تو را آنطور که دلم می خواهد ، تصور می کنم ، مهربان ، عاشق ، صبور ، فروتن ، ... و فقط یک درد دارم ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگ است اینجا آسمان گریان دریا تنگ در آغوش یک ماهی و باد از نسیم بوی یارش بی امان گشته و خش خش میکند عمری که باقی مانده از دنیا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر امشب من و این پنجره تنهایم و حیاطی که باغچه اش بوی غربت می دهد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .