♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا چرا من معنای صلاح دیگرانو نمیفهمم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ...کناره خزر ....دریا.....باران ....فنجان قهوه.....سیگار.....بغض تنهایی....عجب معجونی ست...نبودنت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می رسد روزی که تو تنها بمانی و منتظر اشاره ای حرفی سخنی از من! ... نه؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر مثل خداست حرفهایی که را که توی سینه داری و نمی توانی به کسی بگویی می شنود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموشـــی هـــمین نزدیـــکی هـــاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورت بشود یا نه !؟ روزی می رسد .... که دلت برای هیچ کس ؛ به اندازه ی من تنگ نخواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم حضور مردانه یک نفر می خواهد نه اینکه مرد باشد ، نـه !!! مـــــردانه باشد حـــــرفش قــــولـش فکـــــرش ... ... نگــاهش قلبــش و ... آنقدر مـردانه که بتوان تا بینهایتِ دنیـــــا به او اعتماد کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
...مسخره بازی شده اینجا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سراغ من اگر می آیید با پتک و تبر بیایید!! مسابقه است بر سر شکستن چینی نازک تنهایی من!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت را که بر می گردانی... یخ می زنم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .