♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ... روزی برخواهی گشت !! که از من ... تنهــــا گرد و غباری بر روی شعرهای عاشقانه باقی مانده است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب نزدیک است پشت آخرین نگاه پرواز فراموش می شود تا غزل بن بست چشمهایت پردرد گل کند با ردیف مرگ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشته ها ابرهای غریبند که در آسمانی دیگر بارش می گیرند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از نگاهم عمق درد را اندازه بگیر قلم بردار مرا جایی دیگر نقاشی کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر حواسش به من نیست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالت سوخته را سوخته دلان دانند و بس
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نویسم از دلم،حریم واژه آشناست برای شعر امشبم.تمام واژه را گرفته بویی از حضور تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکاتو ببینه وبهت بخنده !؟داداش.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .