♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوگل غَلط های بیجا میکند!! . . میتوانست تو را مییافت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موهایت را.... که میبندی نَـ ـفَـ ـسَـ ـم ..بند میآید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی نداند، فکر میکند شاعرم! دزدی از چشمان ...تو هنر نیست که!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا چه به شعر و شاعری... باید بروم رد پایت را ببوسم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف گوش کن نیستی خب؛ هزار بار گفتم دست به موهایت نزن من فقط همین یک مدل، شعر نوشتن بلدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ته کشیده ام انگار در رسوبی مبهم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يك در و يك سيگار و يك فنجان قصه از همين جا ميشود اغاز دوصندلي كه روبه روي هم نشسته اند يكي شان سيگار مي كشد يكي شان فنجان..... زني كه قهوه ميخورد تا سرنوشت را پيدا كند مردي كه سيگار....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر سخت است كه نميايي و من باز حافظ را خدايم ميگيرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردم است میلرزم این اغاز به اتش کشیدنم است انگشتانم سو سو میکنند ولی چراغها خاموشند خورشید هم دردی را دوا نمیکند وقتی قطب ها همه به سمتم هجوم اوردند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق هرگز به رنگ تردید در نمی آید
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .