#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
سنگها ترک خورده اند از هجوم فکر ماهیان دور از دنیا می رقصند در خواب من بی حضور تکرار می شوم ...
فندک مشکی رو بر میدارم... صدای جرینگ... صدای تو کشیدن نفس... صدای بیرون دادن نفس... دود... دووود... دوووووود...
این من... مردی دست نیافتنی... و تنها...
من میدانم شعرهایت با چه زحمتی نوشته شدهاند آن را در تک تک ابیاتش لمس می کنم.باور کن شعرهایت با من سخن می گویند.
سرد و بیصدا در انتهای بی کسی
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
تو مالک تمام احساسم بودی
عشق جهانیست از حرف و درد...
دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !!
برای من مرگ است و بس
چرا قلب عاشقم رو تو، به خاک و خون کشیدی؟
زندگیم مثل زندونه
هر چی که میبینی ازم به ظاهر همین و بس رفیق..
/35/سعی میکنم باشم
روح آبادی من
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .