♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــن از نـهــایــتِ درد بـه بـــی حـســـی رسـیـــدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه هایی که تاب تنهایی ندارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باغچه لگدمال میشود... پارسال در عروسی... امروز در تشییع...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر چه میفهمد از آنچه میان من و توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از مکالمه با خاطرات می ترسم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموشکار شده ام... یادم می رود گاهی تو ،همان بانوی شعر هایم هستی با همان موهای بلند و دست های سپید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شعر ها را،سپید می نویسم تا با خواندنشان، به یاد دست های سپیدم بیفتی که با رفتنت.. ماندند بی پناه،بلا استفاده،بی فایده..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشخیالی محض است قیاس تو با باران
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه میتوانم کرد؟ تو آتش ِ پاییزی من درختی تنها!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دلـــم کوهی قـــند آب مــــیشود از دیدن ِ رویــت ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .