♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پای تمام این واژه ها گریسته ام، واژه هایی که از تو لبریزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کویر دل مرا چه به دریا شدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از حال دلم چه می دانی؟!؟چون آتش می سوزاند نگاه آرام و خاموش تو خرمن دلواپسی های مرا می دانی؟؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از در بیرونش می کنم....از پنجره می آید .....این تنهایی لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها خبری نیست جز سیر صعودی دل تنگی های من برای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در روزگاری که ابرها قهر کرده اند و باران از هواپیماها به زمین می آید چه واژه ی غریبی است عـــــ شــــ ـــــق...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من بال پرواز می دهی وقتی نگاهم می کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از دعاهای ما که فرجی حاصل نشد به گنجشک های حیاطمان خواهم گفت برای آمدنت دعا کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش برای بهترین میزبان مهمان خوبی باشیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش تو هم مانند پاییز سر مهر می آمدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام فصل ها قشنگن ولی قشنگی پاییز یه چیز دیگه ست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .