#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
بگذار دیوانه صدایم کنند! بگذار بگویند مجنون! فرقی نمیکند! من تمام هویت خود را از زمانی که اسمم را دیگر صدا نزدی از یاد برده ام!
شما یادتون نمیاد! یک زمانی دلش برام تنگ میشد!!!
پنجشنبه است...شب با یه شیشه اسمرینف آبی برمیگردم!...تو فقط لیموهایی که خریدیم رو اونجوری که دوست دارم قاچ کن و منتظرم باش!"
دستانت غمگینند مثل بالهای بریده شدهی فرشتهای تبعیدی به زمین اما هنوز بوی پرواز میدهند!!
من قمارباز مال باختهای بودم
من همیشه عاشقانه دارم برای مو های تو!!
باید به یکی گفت پریشانی خود را!
خیلی شلوغم
رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند / آسمانی تر آن بود که در خاک بماند از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید / تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت / تا گریبان سحر تا به ابد چاک بماند خوشه سرمست رسیدن شد و از شاخه فرو ریخت / تا که در خاک رگ و ریشه این تاک
شال گردن را سفت می کند
مردمان شاد
شب پاییزی
کلاغان و گنجشکان در پاییز!
من دیگر من نیستم،،،
هیچ کس تاب این همه سنگینی را ندارد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .