♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گویی مرا برای وداع آفریده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشخیالی محض است قیاس تو با باران با این چشمها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتم دارم تو از جنس گلهای شب بو هستی! شاید هم یاس!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا پروانه ها عاشق لامپ ها میشوند! و همه ی آدم ها قصه ی سوختن شمع را فراموش میکنند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمات فراوانی اعدام شدند فقط به جرم گفتن از عشق تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوران حکومت من کوتاه ولی با شکوه بود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوچ کرده ام به خاطرات....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتاقی دارم که همیشه درون آن تنها هستم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .