♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نمی خواهم بدانم صدای این قار قار ِ کابوس وار از کجا می آید!! فقط می خواهم به خواب هایم زُل بزنم و تو را ببینم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتانت را از لحظه های خاک گرفته ام دریغ نکن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم را برایت پس می فرستم بعد از تو دیگر میلی به دیدن ندارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست برق نگاهی که بارانی ام کند؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهايى را بايد با خط بريل مي نوشتند، شنيدنش كافى نيست....بايد لمس کرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين عاشقان هستن كه هميشه تنها مئ مانند ......... . ................
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .