♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ارزش احساس اینجا .....به اندازه یک ارزن بر پرنده نیمه جان.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار خزر ...فقط ......بادبادکها می خندند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه ی خط هایت را هم که بسوزانی پیدایت میکنم از روی بویت در هوا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس عشق را به من یاد نداد...خود آموختم ...همین است که میسوزم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم دیگر بهار است می دانم این را ! اما باور کن هنوز هم سرد است هنوز هم زمستان میهمان دل هاست . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا و به جادوی یک خود نویس ساده مرا به اعماق واژه های خیس ببر تنها جای باقی مانده برای دوست داشتن همین جاست باور کن بیرون از اینجا هیچ چیز یکرنگ باقی نمانده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تندیسم..... ونوسی تراشیده از سنگ دلت را به من بده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار بیا می خواهم چیزی به گوشت بگویم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اضطراب دارم زیرا تمام زندگی من تا کنون حرکت دور یک نقطه بوده است. این زندگی در بهترین شرایط فقط به یک معنا رشد داشته؛ مثل دندانی که بیشتر خالی می شود و بیشتر می پوسد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پسوردها چه زمانی فاسد میشوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امکان وقوع زمین لغزش و سونامی در محدوده بندر انزلی تا مصب سفیدرود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخه چی تو چشای توه.......لعنتی.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .