♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب بوي باران تازه است التماس گريه بي اندازه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوتی که لبان تو را می گزد فرياد خاموشی من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط یک پک یک پک سیگار عمیق لب هایم تشنه ست به جان یک اشتیاق ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مى خواستم شعرى براى تو بگویم دیدم نمى شود دیگر قلم زبان دلم نیست. گفت: باید زمین گذاشت قلم ها را دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل فيلمهای دهه ی هفتاد فرانسه سياه و سفيد عاشقتم ودرست جايی که می خواهم ببوسمت نگاتيو پاره می شود ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر عاشقانه لباسهایت را بغل میکنی خودم را توی جا لباسی آویزان میکنم شاید بیایی و مرا هم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا مرا ببر به خوابهایت به طغیان احساساتت به درون شوریده ات . بیا و داغ گناه را تا ابد بر پیشانی دل دیوانه من بگذار. دل من، دستان من، تن من و احساسم دیگر از خیال تو سیراب شده اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خیابان ها به ماكتی از تو می رسم من كه تنها از یك كشته بر جای مانده ام و تو كه انفجارها را با پست تصویری هم نمی دانی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .