♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این سکوت کیست که با این همه غم به زندگی میخندد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من باور دارم ... که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم که تنگ می شود، زبانم بند می آید!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افکارم در هم پیچیده است! مدام به برابری احساس زنان سرزمینم ، در یک رابطه فکر می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتم ای دل! تو دلتنگ مشو قلبی و شکستنی... تو چون سنگ مشو ...یک آه برآمد از نهادش که ای دوست ...بی خبری و در بی خبری گویی وارد این جنگ مشو؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگي يك تصادف است اما مرگ يك واقعيت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در رگهام دریاست ؛ من سالهاست صدای ِ ناخدایی خسته را می شنوم که کمک می خواهد. نا خدای ِ خسته ! آرام بگیر! این دود نشان ناجی نیست، سیگاریست که دارد تمام میشود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرغی که از قفس پرید دیگر بر نمی گردد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگار بهونه س دردم یه درد عاشقونه س....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این هواپیما نا مهربان تر از آن است که به خاطرِ ما یک لحظه دیرتر کنده شود از زمین....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .