♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چـــایت را بنوش و نگــران فـــــردا نباش.. از گندمــــزار مــن و تــــو.. گاهی می ماند برای بــــادها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی را برایم تکراری کرده اند فرار از واژه ها غیر ممکن است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق از لبهایم مثل زغال افروخته به قلبم فرو میریزد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی اوقات حس اخرین بیسکوییت باقیمانده ته بسته ساقه طلایی را دارم: " شکسته وتنها "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدا میکنم تو را ......... این جان که میگویی....... جانم را میگیرد..... نزن این حرف ها را.... دل من جنبه ندارد....... موقعی که نیستی...... دمار از روزگارم در می آورد!!لعنتی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکرش رو بکن ! یک روز به خود می آیی و می بینی ... نه من هستم ، نه این جملات .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه ی پل های پشت سرم را خراب کردم،از عمد... راه اشتباه رانباید برگشت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی . . . خسته می شوند از رنگ تکراریت این روزها دوره ی رنگین کمان هاست . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایی که در این نزدیکیست سهراب گفت لای این شب بوها پای آن کاج بلند اما نگفت اگر شب بو چینند کاج را برند خدایم چه شود شب بو چید کاج ام برد خدا کو خدا کو خدا کو.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیـدانی چه رنجیـست مانـدن وقـتی همـه بـرای رفـتـنـت دعـا میـکنـنـد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .