♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمی که غرق شود قطعا می میرد …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر دلم می گیرد در انبوه ناله های خندانم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوی نان را میپرستم..بوی دل دادگی می هد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس می کشم ...آرام ...تو می آیی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرد و غبار سکوت بر می خیزد زین نفسهای سرد زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تشنه ی لبهای سرخ داغی هستم برای لب فرو بستن از این درد بودن و فر سودن برای فرو دان این تلخی کشنده ی کابوسهای نیم شبم...مرا دریاب....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی سردمه.......................(خدا).
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی برای تو رو دوست ندارم ، احساس سرد و تنهاییست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سراغ من اگر می ایید..با ساز و دوهول آیید...می خواهم برقصم با سازتان....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .