♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها پیام دلتنگی از آنهایی دریافت میکنم... که روزی زیر عهدشان زدند، رفتند...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایش نوشتم هی فلانی: هنوز هم گاهی دلم برایت تنگ می شود... جواب داد: واقعا؟! لختی اندیشیدم، راست میگفت: این روزها دیگر صورتک دلتنگی به چهره ام نمی آید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری کنار خزر سیگار می کشم. نبودنت دود می شد و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدانم از کجا آب می خورد تا بخشکاند ریشه هایم را این حقارتی که آویخته به دامنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنجا که سنگواره ها تمام لبخندها را برای من ترجمه کردند و من طعم گس بوسه هایت را دوباره مرور کردم بوی تلخ بادام در موهات پیچیده بود و من دیگر نوازشت نمی کردم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـــــم گرفتـــــــــــــــه ... مثـل هـــوای ِ ابــری ِ شهــری خامـــوش...کنار خزر ..گم شده در مه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب یک دقیقه بیشتر گریستم....بانو ....وقتی یادم نمی کنی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر دلم تنگ شده برای روزهایی که مراقب من بودی....بانو ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احتیاجی به تسبیح نیست... بانوی من ....دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر " دوست داشتن " میگویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخه آدم باید چی بگه به بعضی دوستان که فک می کنند خیلی دقیق .نکته سنجند.....؟االله اکبر والله ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلت لک میزنه ...برای یه پیام خصوصی از مخاطتبت ....در چه حالی ....خوبی زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر....خیــال خـواب نــدارم...بی تو........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــارانی به شــــــــــدت ِ درد دردی به وســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعت غــم غَمــی به دِرازای عُمـــــــر...در من جاریست.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .