♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دارم سعی میکنم ، همرنگ ِ جمــاعت شوم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلى سختـــــــــــــــه احساس كنى مثل دارویى !! فقط وقت نیـــــــــــاز ازت استفــــــــــاده كنند یا سراغـــــی ازتــــــ بگیرنـــــــــــد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا ! دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنــا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهـے ڪـلام در وصـفــ واقعيـتــِ من ڪـم مـے آورد ناچـ ــار ايـن ســہ نقـطــہ ... و ديگـ ـر هيــچ !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیگناهم ولی افسوس قفس جاییست که باید بمانم با غم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي همه ي كساني كه در اطرافم با من غريبه ميشوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قفس دل حبس کرده ام آیینه ی خاطره ها را.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن چنار پیر،آن خزان دیده ی روزگار،آن فرسوده ی خیال. سالها چشم انتظار... حال چیزی به جا نمانده جز یاد زخمی عمیق. کنده ای شکسته....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم که یادت هم از من خسته شده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسرت هر نگاه مانده در این قلبم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام حرفها را بی هیچ ادعایی بازهم سکوت می کنیم بازهم رسوب میکنیم و باز هم خیسیم خیس
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو گم می کنم سکوت آینه را ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .