♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایـن روزهـا خیال هایـم خیلـی بـی پــَروا شده اند ببیــن ؛ چــه بی مهابا با خیالتــــــ عشق بـازی می کننــد این روزهــا که نیستــی ، تمــامِ خانــه مــا دَرد می کنــد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که تُــــــــــو نیستی آفتابـــــــ هم حوصله ندارد راه بیفتــــد بیاید بالای کوه اما دیوارها تا دلتــــــ بخواهد بلنــــدند سرِ پا ایستاده اند کاری به بود و نبودِ نـــــــــور ندارند سایه ندارند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشــت خود باز مکـــن من که می دانم چه هســـت در میــان مشت تـــو ...! دوریــت را ، پــوچ یا گــل با ختـــــــــی ! دست تو عمریست بر من رو شـــده ! قهـــر ، قهـــر تا انتهـــای کوچه ی دلتنگـــیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مقدّس تـرین جـای ِ دنیــاست اتـاق ِ تنــهایی هـایـم ! وقـــتی ، بـا نیـّـت ِ تُــو خـــلوت میکـــنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دگر بار مرا یاد خواهی کرد آن زمان که گل به بسترش خوابها کند آن زمان که تازه ها کهنه شوند تو مرا یاد خواهی کرد اگر گردی از روی دلت برداری اگر خاطره ای از پائیز عمر ، بگوئی به بهار شاید شاید یاد کنی مرا ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنــوز هم قهـوه میــخورم ! قـــدم میزنم ! هستم ! اما تلـخ تر ! ... بیشتر ! ... تنهــــــاتر !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می بینی..........دیگر شب .خواب....... برایم بی معناست........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازم یارون ......اونم نم نم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا مرا تاب نبودش نیست بی او اسیر مرگ تدریجی و رنج آور زنده ماندن م
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنتـــــــــــــ را هیچ کســــــــ جبرانــــ نکرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاشـــــ دلتنگیمـــــ را میدیدیــــــ دستــــــ خودمـــ نیستـــــــــــ کهـــ .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقتا باید"مرد" باشی تا بتونی گریه کنی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"عابر کوچه های پاییزی شهر عـــــشق...."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطعه گم شده تنها نشسته بود ... در انتظار کسی که از راه برسد و او را با خود جایی ببرد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .