♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب پس از باران.....می سوزاند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه میگن که تورفتی.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلام شعر تنهایی .....سکوت است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو تنها باش و من تنهای تنها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای مسافر.... کاش میگفتی که بعد از رفتنت.... همدل من کیست؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکانم می بارد... رفته ای افسوس....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احساس می کنم که ناپدید خواهی شد بزرگترین دردم خواهد شد اما گرمایت را برایم باقی گذار....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمان بانوی من به رنگ میشی است با امواجی سبز در درونشان چون رگه های سبز بر طلا یاران ! چگونه است بی آنکه دستم به دست او بخورد من در اینجا پیر می شوم او در آنجا ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آنچه را احساس باید کرد یا از نگاه دوست باید خواند هرگز نمی پرسم هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟ قلب من و چشم تو می گوید به من : آری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من بي سرزمين چون باد مسافر جاده هاي بي مقصدم شايد غريبه اي از روبرو مي آيد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به شعرهايم ايمان دارم چون از زخم هايم مي آيند تو را نيز دوست دارم زيرا که زخم هايم يادگار توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قامتت را در اذانم بستم دو رکعت شکرانه زيبايي چشمانت خم ميشوم مي نشينم ميشکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می بویم گیسوانت را تا فرشته ها حسودی کنند شانه می زنم موهایت را تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا شعر می گویم برای تو تا کلمات کیف کنند مست شوند بمیرند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی وغریبی ها کم نیستند بغض و گریه هام پایانی ندارند اما وقتی............... صدای نفسهای تو را داشته باشم حتی اگه پیشم نباشی هم اروم میشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالهاست که دیگر در روزهای بارانی چتر بدست نمی گیرم . بگذار خیال کنند . . . صورتم از باران خیس است .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .