♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایت رازیرتنهاییم ستون کن که من ازآوارگی بی توبودن میترسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای خاکستری من...سفید از روزهای باتو....سیاه از روزهای بی تو..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده می نویسم و ساده می گویم من هستم پس باش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســــــراغ تـــــــو را می گیرم هنــــــــــوز ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست داشتـــن،یعنی اونیـــــکه اگه صد دفه هم ناراحتش کنـــــی... هـــر بار میگه این دفه ی آخــــریه که میبخشمت و با اخــــم میاد تو بغلت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقصیر خودم نیست حسادت فراگرفته ، تمام ، وجودم را به کلمات حتی بر لب های تو ، وقتی معصومانه و زیبا می نشینند واژه ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.لبهایت را که میبوسم، آسمان به رعد و برق چشمهایت حسودی میکند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه داغ ها کهنه تر شود ، دیرتر از یاد خواهد رفت ! می نویسم تا بدانی : باران ابرها زود گذرند و باران چشم عاشق ، ماندگارتر! می نویسم تا بدانی : رّد پا فانی و رّد عشق سوزنده تر از هر آتش! می نویسم تا بدانی : اسم ها تکراری ولی یادشان همواره قشنگ است..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .