♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که خرداد... بهار چشمان تو را گریه می کند هوای غریب هزار پاییز رونق می دهد به قارقار کلاغانی که انجماد مغزمرا پرسه می زنند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفم را پس می گیرم قلبم صاحب خانه نمی خواهد همان قدر که متروکه بماند کا[!]ت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طاقتم کم است بانو ......لطفا رعایت کنید......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردانگی ات را.........شکر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز پشت پنجره می نشینم و گیسوان شعرم را برای تو می بافم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک زمان و یک مکان با مرگ میعادی خواهم داشت ! کاش ... آن زمان و آن مکان اینجاو اکنون بود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خودکشی نمی کنم ! تا هر وقت که تو بیایی اینجا باشم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"جدایی نادر از سیمین " گلدن گلاب می گیرد! جدایی من از تو جانــــــــــــــم را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر دوشم سنگینی می کند بار این امانت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه بیژن ام نه خسرو نه فرهـــــــــــاد من مرد افسانه شدن نیستم ! بیاو برگرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه تو انعکاس صامت گرفتگی صدای یک فریاد است ... به من نگاه کن ! بگذار من در سکوت صدای نگاه تو تراژدی مرگ همه ی فریادها را تجربه کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا منت هیچ کس را نمی کشد…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .