♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زلف بگشا و آواز بخوان تو اگر بخواهی لرزش سایه ات کوچه می لرزاند بلرزان که بدانم نمرده ام! بلرزان.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای نوشتن مشروب , مواد و قرص لازم نیست بعضی وقت ها درد ها گیرایی بهتری دارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط یکبـــار فقط یکبـــار سیـــگار را ازطـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد بکــش... تـــابــــدانــی که من چـــه کشیده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد ...! تا مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم زدن های متوالی و ثانیه هایی که آرام تر از همیشه می روند؛ این سکوت لعنتی.. و یک عشق که اصلا نمی دانم مرا می بیند یا نه و هزار راه نرفته که بر آن مهر توقیف زدند و محبوسم کردن در روزهایی که همانند شبهایش سیاهی از سر و رویش می بارد. من هنوز غرق این سکوت ادامه دارم و این زندگی که مثل همیشه نفس کشیدنی است از روی اجبار یا شاید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که می دانی دلم چقدر هوایت را کرده... تو که میدانی چشم هایم بهانه ی نگاهت را می گیرند... تو که صدای فریاد انتظار را از قلبم می شنوی... تو که می دانی دلم برایت تنگ شده... چرا یک ذره... اندازه ی یک سر سوزن... آمدنت نمی آید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـَـرد شدن حـاصل ِ یـک لقـاح ِ اتفـاقی ست امــا مـَـرد بار آمــدن و زیستــن حاصل ِ تلاش و غلبــه بر سختــی هــاست، و مـَـردی جـاودانه شدن حـاصل ِ یک عـُـمر نیــک نـــامی ست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .