♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام مزرعه را مترسکان خوردند... بیچاره کلاغ ها، که زیر بار تهمت سیاه شدند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چـرا نـیـسـتـی تـا خـاطـره سـاز شـویـم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زنذگی خوب است این روزها.......چیزی کم نیست جز دلی شاد و لبی خندان وخیالی اسوده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید که سازش کرد با طوفان دریا.....دریا طوفانیست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش میکنی بر گونه هایم باران گرفته است تو در راهی کنار رفتنت ، بی تو دلم ماند و شب و باران.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریادها مرده اند... سکوت جاریست... تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجب حکایتیه این حکایت زنونه - مردونه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس می کشم نبودنت را نیستی هوای بوی تنت را کرده ام...تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یارون بارید .....تو بارون اشک چشم ها رو ندبد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .