♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حجم گریه هایم ......چه با طمأنینه به سمت حادثه می رانی دلم ! . . . همچون گاوهای جاده های شمال.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
متکّــای پَــرَم پُــر ِ حسرت ِ پرواز ِ پرنده ایست که فسنجانِ ناهارم بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در میان منقارهای تنهایی ؛ . . . عشق مجال ِ یک ماهی بود . . . چقَدَر فرصت کوتاهی بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر سینی شامم ...جیک جیک گنجشکی زیر باران ....سکوتم را شکست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ای رو به دریا.. قایقی آواره ....جذر و مد ...سکوت وتنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لک لک ها با خاطره ی قزل آلاها کوچ می کنند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سپیــــــــده دم - ایستــــگاه متــرو و مــن، «چشــــــــم بــــــــراه»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتی این نوشته ها هم آرامم نمی کند پا به پای تمام این واژه ها گریسته ام، واژه هایی که از تو لبریزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه مرد با اون دبدبه و برو بیا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتند.. به اندازه ی گلیم هایتان.. و به اندازه ی دهان هایتان.. اما.. اما حرفی از وسعت آرزو هایمان نزدند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سال های سال مـُـردم تا اینکه یک دم زندگی کردم قیصر امین پور
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .