♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شهر،مناسب عاشقا نیست! بیــــــا برویــــــــــم... ...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو و همه غرق فراموشی هستیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من جوانه بسته ام از سراب چشمانت تمام شب از وحشت پایان این سراب ذره ذره هیچ می شوم. بیا و بگو مرا که چند نقطه ی کوچک ̨ همین جا بالای این ورق ̨ از قلم انداخته ام بگو که سیرابم می کنی از همین شراب......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود این راز سر به مهر به عالم سمر شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خواب بيدار مي شوم و تنها تو را بخاطر مي آورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوشت غاری است که وسوسه میکند همــه را... برای پیـامبر شدن!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .