♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اول انگار نگاهم کرد اول انگار ساکت بود بعد خندید و خواب خاطره اش را برایم تعریف کرد آیا همین نشانی ساده برای علامت علاقه کافی نیست ؟!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازار سنگ فروش ها کجاست ؟ به دنبال سنگی کمیابم ... آیا سنگ صبور هم می فروشند ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی غریب به من میگوید : باید واقعی ببینم . واقعی زندگی کنم . مثل تمام مردم شهر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افکار بی هدف من... بهانه ی قشنگی برای شکستن سکوت نیست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل قطره باراني بانو .....كه بر شيشه ي غبار گر فته ي پنجره ي خانه ي متروكي مي بارد....هر چه مينويسم انگار خسته است بانو ...حرفهايم گذشته از شعر ...قصه است باران هنوز تمام نشده من شکفته ام بر روي قطره هاي محبت نشسته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر و از آن دو دردناکتر آن است که ندانی باید صبرکنی یا فراموش...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .