♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه می کنم... آسمان پر از ابر است ..وچقدر عاشقم این مهتاب پنهان را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی کلمات کهنه شوند / حضورت را / با نخ های نگاه / وصله می کنم به شعر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاعر که می شوی عریان واژه ای عریان الفاظ درشت و نرم و داد می زنی از سینه ای آکنده از آزردگی و رنج
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سکوت محض شب تنها صدایی است که تنهایی مرا چون طبل جار می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش پنجره را هم با خودت ميبردي چشمهاي من شكست با سنگهايي كه آسمان به پنجره ميزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احساس من از ترانه مست است امشب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ چیز بهای اشک کودکی را که بادکنکش از فراز بام خانه ها گریزان است نمی پردازد .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .