♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر چشمهای من جا ندارد... چشم های ما کوچک نیست، زیبایی کرانه ندارد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل یک کفش دوزک تنها ....لای یک دسته خوشه ی انگور...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد است مثل ِ روسیه دستانی که از متحد سابقش جدا مانده است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعریست نا سروده جای خالی ات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگز پا از دهانم آن طرف تر نگذاشته ام سال هاست زیر سقف این کلمات زندگی می کنم کلماتی که قرار بود روزی نجاتم دهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عبور تو را از رنگ و روی درختان می شود حدس زد پاییز نام دیگر توست به شهادت بادها و منی که برگ برگ در هوای تو پیر می شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شنبه حراج کسالت رکود هفته را کلید می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس درسینه حبس به تو فکر میکنم میان غلغله این کهکشان مسخره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندیشه ام را کور کردند و کمر شعرم را شکستند....از منطق خورشید گفتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو عبور شمیم کبوتری در انتشار پرواز و من! محتوای یک پر میان بال تو .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در نگاه ات جا می مانم پلک بزنی ققنوس چشم هایت می شوم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .