♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشته هایم درد دارند....با چشمهای ِ خیس ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانه ای برای اشکهایم سراغ ندارم و دستانی برای نوازش دستانم هنوز بی تو بودن را باور ندارند چشمهایم دستانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها در میان تن ها ، چه عاشقانه مانده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در اوج تنهایی ، حضور بی کسی را در اعماق وجودم احساس می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خستـﮧ اشـ کرده امـ٬ خودشـ همـ نمـے داند با مـن چـﮧ کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگـی، پیچیــده نیســت. یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض .. و آرزوهــای تـَـرک خـورده !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به باران گفتم:مهربان من از كنارم نرو!پاسخ داد:بايد بروم،كوير هاي بي شماري انتظارم را ميكشندبا بغض گفتم:از تو ميخواهم كه فقط و فقط مال من باشي و تنهايم نگذاري؛ اما قبول نكرد ومن همچنان تنهايم و به اميد آمدن اوخارهايم را نگاه ميكنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شايد من زمينم و توآسمان ،تو را ميبينم و بودنت را حس ميكنم اما افسوس كه دستم به تو نميرسد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای من تنها "چشم" تو کافی ست!! دریغش نکن ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .