♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یانو....مرا يادت هست...؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا گلستان دهان تو باشد! حکايت همچنان باغی ست .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
................. بالاتر از سیاهی چشمهای توست...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از زیارت چشمهایی آمده ام که دخیل اشک به ضریح مژگان داشت..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پُر از شراب است خود نویسم وقتی از تو می نویسم . . . . من مِی نویسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازدحامی در دلم برپاست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطره ها آستین بالا زده اند برایش شادی کنید! بکارت بغضها به حجله ی حنجره می رود هر شب..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرگها مرا دریده اند نه حسادت برادرانم ...چراکه تعبیر همه ی رویاها و کابوس ها قحطی عشق است قحطی عشق و چقدر مسخره است جیره بندی عشق! آن پیراهن خونآلوده را باور کن گرگها ؛به عبث؛ چشمهای مرا دریده اند که خون گریستن با من الفتی دیرینه دارد ! حالا همه چیز را لخت و عور می بینم ( با این چشمهای دریده ) حتی عشق را !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کم کم باید قبول کنیم دنیا زیباست حتی اگر محوطه ی بیمارستان باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره ای که آسمان را رها کند اسیر زمین میشود....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .