♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم یک نفر روزی نام مرا روی یک سنگ خواهد نوشت و کسی از پشت لنز عینکش نام مرا بزرگتر خواهد دید و تعریف خواهد کرد تعبیر آشفته ی کابوس های من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم انتظار شنبه های گنگ فردا چه می شود ؟ امروز کجای دنیا برای من بود ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
متلاشی مغزم می ریزد میان کاغذ نیمه ی دیگرش روی دیوار یک نفر اینجا با عشق جنایت کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعت وقت رفتنت را برایم امضا کرده از وقتی این روزهای تار عنکبوتی را به خود می پیچم اعتراف می کنم پروانه شدن نزدیک است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تمام شوقم را به پنجره فروخته ام بی آنکه بدانم براستی فکر می کنی این همه کلمه از کجا آمده؟؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید که این واژهای پس از بارانم را......جایی میان سکوتم پهن کنم....ودانه دانه بغض روی صورتم جمع میشودتا نفس کم نیاورم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاشكي بدوني.....يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم ...لامصب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از شنیدن صدای تو بود که پاییز سرفه ای کرد لب های من انار شد برای بوسیدنت ترک برداشت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .