♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب که می تابد رخت خواب -رخت جنگ می پوشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.......از اینکه به اتاقم بیایی و در را باز کنی هراسی ندارم ...... فقط قبل از آمدن تماس بگیر ، شاید کمی پیر شده باشم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتی کلمات هم از نوشتن دردهایم عاجزند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در حسرت یک دوستت دارم سوختم....بانو...حالا ميتواني به گريه هايم بلند بلند بخندي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمريست نشسته ايم پاي "لرزه"خربزه هايي كه يادمان نميايد كي خورده ايم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .