♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ایستاده ام .......... و همه چیز از روی من رد می شود ......................... از چشم های من .......................... از احساس من ............................ . . . من ..... پنجره ام ......................
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .