♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تکوتا افتاده امـ دیگر شور جوانیـ امـ همـ نابود شد به پایـ اینـ همه نبودنتـ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اینجام! جایی که وقت رفتنت ایستاده بودی و مرا نگاه میکردی آمده ام اینجا تا ببینم از اینجا چه گونه بودم که اشکهایم را ندیدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیستی ... فقط صدای مبهم درد......میان کوچه های تاریک و غربت تنهایی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انکه ویران شده از یار مرا می فهمد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای سکوت دل هم به جایی نمیرسد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه شدم این کافی نیست ؟ برگرد و نگاهم کن و یک جمله بگو تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا بی خواب کردو رفت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش با من در این کوچه های تاریک قدم میزدی بلند بلند میخندیدی صدایت خفتگان بی عشق را تا ابد بیدار نگه میداشت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .