♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دلم طوفانی برپاست.....فقط تو خیابان های دل رویایی قدم زدم...... وانمود کردم به دنبال کسی می گردم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیهوده که می شوم روز هم ! مرگ ی تدریجی ست وقتی تو سنگ می شوی من سنگسار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آينه واقعيت را ترسيم نمي كند بلكه عامل واژگوني واقعيت است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمان تو به اتاق اعتراف می ماند اعتراف می کنم این گریه،نا تمام ترین باران سال است و آنچه بین ما بوده حباب های خاطره مثل بغض های ترک خورده یک به یک می ترکد اعتراف می کنم این زمین آنقدر ها هم که باید گرد نیست و مردمک چشمان تو هرگز عشق را نمی بیند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که میدونستی یک لحظه نباشی من می میرم چرا تو میری و دستامو توی حسرت میزاری...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهايم چقدر دلگير است ...لامصب ...بی تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روز ها چقدر تکرار می شوند......بی تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم عجیب گرفته است خیال خواب ندارم هنوز در سفرم خیال می کنم در آب های جهان قایقی است و من مسافر قایق
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .