♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بابت هر بی مهریت یه نشون میذارم به همین راحتی فقط یه تیغ می خواد و یه رگ.... فقط کافیه دنیات کوچیک باشه ودلت تنگ.... نمی دانی چه لذتی داره هم آغوشی تیغ با رگ چند لحظه بعد..... درد .......... سوزش .......... خون ........ و در آخر مرگ............. چند لحظه بعد کسی فریاد می زند او مرده است مرده من را به بهشت راه نمیدهند به جرم خودکشی به جرم مرگ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فصل حقیقی عشق لحظه ای است که دریابیم که تنها ماییم که عاشقیم و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است، و هیچکس دیگر نیز چون ما عاشق نخواهد بود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگار باز چه خوابی برایم دیده ای .....به هر سو مي نگرم دريا درياست شب است امواج و سطح صاف و بي پايان آب زير پاهايم خالي است دستهايم بي پناه و صدايم در گلو خفه ملاحظه چه چيز را مي كني مرا فرو ببر دير زماني است كه تسليمم شانه هايم ديگر تحمل ندارد خستگي مرا افسرده است بار سنگين غم بي انگيزه ام كرد آري.... شنا كردن را به فراموشي سپرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستی روزهایم را در انتظار و شبهایم را در کابوس به سر می برم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داری می ری ؟ فقط به تصمیمی که گرفتی خوب فکر کن اگه رفتی دیگه برگشتی وجود نداره اینجا ، کسی خدا نیست که از سر اشتباهت بگذره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخته بین حرف دلت و حرف خدا ، حرف دلت و گوش کنی و اونوقت خدا بهت بخنده بگه دیدی اشتباه کردی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ایستاده ای پشت پرده های ابهام دور خیلی دور دستانم را که دراز می کنم به سختی به تو ... نه نمی رسد آه چه تلاش بیهوده ای هرچه این پرده ها را به کناری می نهم باز دیگری جایش را میگرد و من می بینمت که نظاره ام می کنی اما یاری ام ؟ نه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای تو که می خوانی قافیه های پر همهمه ی این روزگاران را و سراسیمه فکر دغدغه های نیامده را داری در کنار همه ی آنها جای کوچکی هم برای سکوت من بگذار شاید روزی این سکوت تنها صدای دل تنگی هایت شود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معرفی دکمه جدید [!]بوک...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی ِ آدم هایی مثل ِ من ... مثل ِ گدائی ته ِ یک کوچه ی ِ بُن بست ... فقط اسم بدنامی دارد .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .