♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه خاطراتم را که ورق زدم قدر چند ثانیه زیر آفتاب با تو گرم نگرفته ام. تمام ثانیه ها را که شمردم قدر چند خاطره از سرما تو را در آغوش نکشیده ام. ای کاش دفترم قرمز بود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه می توانم هم آغوشی تو را از طبیعت بگیرم؟ یادم نمی رود بهار زیبای بودن را. حتما باید زرد می شدی با پاییز؟ می رفتی با زمستان؟ تقدیم به ................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا ، جای خیابان اتاق های چند در چند در سرم قدم می زنند. حیاط هایی که خلوت نیستند و دیوارهاش که از کمر این شعر هم بالا رفته اند. حرف ها به زور مسکن خواب می شوند خواب ها به حرف زور، بیدار دردهایی هم هست که گاه با سیگار دود گاه با تازیانه. اینجا چه می کنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم عکس هایم را کجا بگذارم؟ رویاهایم را با چه کس بگویم و شب ها آزادانه در قلب که باشم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای خداااااااااااااااااااااااا........عدالت کوش پس ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....بترس از زمانی که صید صیاد دگر شوم.....حالا هی مرا از خود بران...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل و دماغ خیلی چیزارو ندارم این روزها به قدری از همه چیز خسته م که .... ای کاش می تونستم سرطانت رو ببلعم تا دوباره برگردی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این زمستان هم که بیاید هنوز چیزی شبیه چشم های تو را کم دارم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیابان از اول نام تو شروع می شود دست در جیب... با لبانت سیگار می کشد با پاهایت راه می رود. خیابان مرد غمگینی ست که هر صبح خودش را به تو می زند و هرشب ،دست خالی می ماند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدانگهدار برای همیشه عزیزان.........این ترانه خانه بسته شد. تیتر خبر همینه. اونی که رفته هم نشونیمو داره، هم شماره مو، هم اگه درست بگرده و جای درستو بگرده راحت پیدام می کنه ولی دوس دارم یه روز پای همین پست ببینم این ریختی نوشته: من : برگشتم؛ برگرد. فــــــــــاتحه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا نه دیگر جایی برای ماندن دارم ونه دلی که بگویید بمان.....سهم من از بیقراری این همه قرار ، همان بیقرایست... که اغازش در پایان "ق" عشق است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوب نیست که بهار بباید و منو تو به بهانه های کوچک این زندگیه سخت ، نرفته باشیم به استقبالش برو مهربان پاییزی من .....دلکوچک بزرگ من ، قاصدک خوش نام من حافظ را که این روزها ی سرد همدممان بود و تنهایمان نگذاشت و ان قران خطی حضرت عشق را، که شاد میکند فضای خلوت دل را ، به همراه بیاور و در کنار ایینه امان بگذار ،تا بشکند این زمختی زمستان سرد را، که خسته کرد صدای بخشش بی امان کلاغ هایش بیا و بنشین کنار منو این دل ساده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت نرود گلم من برای دیدن تو سالهاست که در ابتدای این جاده ی تردید نشسته ام رو به انتظار انصاف کن و بیشتر بخوان بمانی اگر .. از باغ گیلاس های سرخ باورم خوشه های بوسه میچینم برای تو... حالا که آمدی بیاُ آرام کن این من خسته از ندیدن های طولانی ات را میبینی آرامم .. هنوز هم مثل کودکان رویا سربه هوا پاییز آشنایمان را گریه میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنگ ها این طلایی و سرخ و اتشین پاییز را با رنگ ها میخوانم و جدایی برگها از شاخه ها وحشت این جدایی میکشدم جدایی تو باز هم تو را به یادم می اورد و دوست داشتنت را تا زمستان ارزوهای یخ زده را به امید بهار دوباره ی دیدنت عبور کنم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .