♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي كه حنجره ها بسته مي شود.....بدونين كه واقعا زندگي چيزي مي شود كه لب يك طاقچه از يادمان ميرود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار كه از ياد رفته بودم بعد از تو سرود شب زمزمه ام بود سرود شب گريه ي بي صدا بود آري بي تو در دل مرده بودم چه نارفيقانه رفتي آن روزاشكم سيلاب سرد بود وچه روزها كه بي يار زنده بودم آرزو كردم مرگ را ولي افسوس كه من خود زماني بيش از مرگ در خود مرده بودم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاقبت دیوانه شدم نازنین.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهاتر از من انگار کسی نیست.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگرانت شدهام، بیجوابم مگـذار..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهای را دوست دارم چون دلم را نمي شکند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام باش عزیز من،به خدا دل من اهل نفرین نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش هر گز آرزوی بزرگ شدن نمی کردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قول خودت بشکن بشکنه......تو بشکن ...من بلد نیستم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چه میخندی؟رفیق با مرام ...به دلی که شکستی...یا دلی که عاشقت بود.....بی خیال عزیز...تو فقط بخند.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .