♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب شب عطش است . شب نا امیدی از خاک! شب دل بستن به زلال نگاه تو. امشب را تو می فهمی و من . نه! صادقانه بگویم ٬ فقط تو می فهمی٬تو می دانی! می دانی تمام رمزهای نگاهم را. فقط تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه در دل من ؟ چه در سر تو ست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در اغوش نگاه خیس باران... تو بودی و من ! به گریه نشستم برابر تو به خاطر تو به گریه نشستم... بگو چه کنم!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست دنیای خیالم؟! سهم شیدایی من کجای کوچه پس کوچه های این روزها پنهان شده؟ باید هوای پاییز بپوشاند ثانیه های بی قافیه را... دلتنگی را ساده نگیریم! من دلتنگم ... و دلخوشم به پاییز! به شعر چشمان باران!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سهم من را کم نکن از سوسوی نگاهت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق را تا عشق است تحويل بگير! كه اگر نگيري، عشق با تمام پل بودنش تبديل مي شود به سدِّ انتخاب!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفسم را تنگ تر مي كند صداي مصيبت هايي كه در راه است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نجاست یک قطره خاطره تمام زندگی ات را مجبور به آبکشی می کند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هدفمند كردن يارانه ها نميدانم خوب است يا بد، اما ميدانم زين پس لقمه ي فحشا ميان سفره ي فقر چرب تر مي شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرکسی را به اندازه ای در دلت داغ کن، که لازم است...! انگور را زیاد که بجوشانی، نجس می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با بودنم شيشه لحظه ها را مدام شستم آنقدر شفاف شد كه بالاخره روزي نديدمش و تمام قد به آن خوردم .................. نمي دانم ... به ترمیم ترک های شیشه برسم يا خودم ؟! .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می سوزد برای قلمی که مدتی است فقط س ک س که دارد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الان تو هستی و شیرین تر از این زندگی ممکن نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نمی توانم نامت را بچرخانم! گريه را می خندانم تاتو به عمق فاجعه ی بی توبودنم پی نبری....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .