♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برقصان مرا و فلسهایم را نوازش کن......دریای بیکران!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ وقت نمی شود یک آدم را کامل شناخت. این که بگویی من فلانی را می شناسم به قدمت روزهایی که با هم بودیم و زندگی کرده ایم یک حرف مفت بی فایده است. آدمها لایه لایه هستند و سخت می شود فهمیدشان.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو جنس مرا می شناسی شیشه سنگ باران راهت را کج نکن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر می گردد......با ما چای می خورد ....غصه را می گویم....تو نگران نباش عزیز......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نفر هست: جایی که دور از نگاه است یک نفر هست و هر جا که باشد خاطرم روبراه است. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا هم زخمي اين روزگار است......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی سطرهای دفترم گاه دراز می کشم گاه غم می خورم! قلبم .. با مقداری پسته لب باز برای شعرهایم حاشیه می کشد!!! دوباره شاعر می شوم با پسته ها قهقهه می زنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تسلیم.......حکم کن....باختم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر اینجا هراسانم..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانوی آسمانی من .....من هم روری پیر خواهم شد....روزی خواهم مرد....اما تو آن زمان به عکس این روزهایم خیره شو....آن وقت تو هم عشقی جوان خواهی شد...در دیاری که من نیستم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصور کن تنهایی را به شکلی عجیب رو به رویت ظاهر می شوم . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز...یکی از بهترین دوست هایم گفت " هر وقت تورو می بینم یاد بدبختی هام میوفتم .....شکسنم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب....دریا مهربان شده است و از بردن من بر روی کولش خسته نمیشود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .