♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبیه هیچ کس نبودم .......چه جرم زیبایی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریایی است این چشم وقتی با بغض و ا ر و نه نگاهش می کنی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به شوق ديدنت آمدم به كدام بهانه برگردم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه كنم با اين بايد ها و نبايد ها . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربانی را بياموزيم......حتی به نفس های نگاهی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترفندِ تازه اي نيست؟! ........قوطی باواریا؟ پاكتِ سيگار؟ .....................براي نگاه هايي دردناك؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی چاره ای نمی ماند وقتی فقط می توانی بگویی، هرچه بادا باد ... حتی اگر ، دل کوه را هم داشته باشی، گریه ات می گیرد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بيا برويم دریا، هوا محشر است، يک حرفی با تو دارم، ................قدم بزنیم؟.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جمعه من..... خوردن گیلاس با سکوت شب شهر همیشه خفته
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایم یخ کرده گرما انگار افسانه است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من گاهی رهگذر خیالم و گاهی خیال رهگذران....به یادگار برای كسی كه نه ! برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم ! تا یادم نرود آنچه كه بودم... چیزی نیست... جز دل نوشته های من..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 14 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .