♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخــــــــــت ست نبـاشــی و ایـن دسـت هـا از ســـردی ایـن همــه دلتنگـــــــــی یــخ زنــد سخــــــــــت ست نبـاشــی و طعــم لـــــب هـایـت را نتـــوان زیـــر بــــاران چشیــــــــــــــــد سخــــــــــت ست نبـاشــی و نگـاهـــــم در کــــوچـه هـای انتظــــــــــــــــــــار بـاقــی مـانــد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم: تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشكهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را... صدای همیشه خوب بودنت را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به حرمت این زندگی ...زندگی میکنم برایت...... چه خوشایند است این زندگی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلمــــ براے لحظـ ِه هــااے با تو بودن تنگــــ استـــــ! . ــــــــــــــــــــ ... ــــــــــــــــــــ . تنگـــ به معناے واقعے!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ! ، اینجا! ، ساکت و غمگین! با مشتی که می کوبم بر این سنگ ِ بی روح و چشمانی بارانی ، که لبخند تو را می بینند هنوز به یاد آخرین جمله ات: بیادتم عزیزم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادم رفت آغوشت را قرض بگیرم برای این روزها که نبودنت ، بی پناهی به رخم میکشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه ی دلخوشی این روزهام شده .....از تو نوشتن....تنهای تنهای تنها .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه یک چیزی هست توی زندگی که آدم ازش لذت ببره , مثل همین خواب بعدازظهر.... وقتی دلخوشی آدم کوچیک میشه انگار دنیاشم کوچیک شده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها تو را ستودم آنسان ستودمت کـــه بدانند مـــردمــان مــــــــــحبوب من به سان خدایان ستودنی است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چه نگاه مے کنے به لبـــ هاایم یا به سرگردانے اشکــ اانم؟ نگاهتــ مے لرزاند برج و باروے ایمانمــــ را ... تـُرا بــِخــُدا نگــاه نکن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگفته بودی، دمای نبودنت زیر صفر است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ادم ها می آیند و میروند، باید دنبالشان کنی تا بمانند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم : تا گل من هست زندگی باید کرد . . . !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچيز را هم که تقصير من بيندازی.. عاشق شدن من تقصير تـــــــــوست...!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .