♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همین که احساس کنم تو را دارم ، قلبم تند تند میتپد ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلمــــ ــ ـ گــرفتـــه ؛ غمــــــــ هايـــم را بـغـــــل کنــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهاییام پای خودم، همین قدر که بدانی خستهام کا[!]ت! قبلترها گفته بودم: «این روزها مرا تاب نمی آورند من این روزهای بی حوصله را»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه فکر میکنند ایـ ـن عاشقـ ـانهها برای توسـ ـت حال آنکـ ـه من هـ ـنوز مشـ ـقِ شعر میکنم برای تـ ـو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر حالَم از حرفهای عاشقانه به هم میخورد، وقتی هر شب، توویِ شیشهی سردِ مانیتور، باید به چشمهای سردِ شیشهییت زُل بزنم و بگویم: دوستت دارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـ ـاموش شــدی در مــنـ ـ مــثلـِ سیگــاری نیمــه، کـ ـه پرت کرده باشند مــیانِ جــوویـ ـ!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نخی سیـــ ـگار، پُکی عمیق، و لبخندِ تو رووی دیوار. دوود میشویم همه با هم امشب!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسـ ـان و... انسـ ـانیت. یکـ ـی رهـ ـا شـ ـده در غوغای خیابان و دیگـ ـری سرگردان در سکوت کتابها!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتم کمی نَفَس بِدِه لب هایم را بوسیدی؛ نَفَس بُر شدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر دست من بود "ي" را اينقدر ميکشيدم تا صاف بشه! بشه " ا " ! اون وقت هيچ چيز "بي تو" نبود! همه چيز "با تو" ميشد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست و من امشب قسم خوردم تو را هرگر نرنجانم به جان هرچه عاشق که در این دنیای پر غوغاست قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .